مرتضى راوندى

327

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ابريشم خام و جواهرات و هرگونه ظروف مىتوان يافت . در واقع ، گروه كثيرى از بازرگانان و مقادير بسيارى كالا در اين شهر وجود دارد . در بعضى از كاروانسراها ، كه در آنها وسايل و لوازم آرايش و عطريات زنان فروخته مىشود ، زنان به دكانها و حجره‌هاى آنها مىآيند تا از آنها بخرند . در سراسر تبريز ، ساختمانهاى زيبا و مساجد بسيار ديده مىشود ، كه با كاشيهاى آبى و طلايى آراسته شده‌اند . در اين مساجد ، كاسه‌هاى بلورين براى چراغ ، هست كه نظير آن را در تركيه ديدم . مىگفتند كه همهء اين ساختمانها را در روزگار پيشين كه در تبريز گروهى عظيم از مردم شهر و پولداران ( كه باهم بر سر برپاداشتن ساختمانهاى زيبا چشم و همچشمى داشتند ) با كمال ميل ، ثروت خود را در آن راه خرج كرده و اين ابنيه را ساخته‌اند . سپس كلاويخو از كاخى در تبريز نام مىبرد كه بسيار زيبا بوده و در آن 20 هزار اتاق مجزا و مستقل ديده مىشده . اين كاخ را سلطان اويس جلاير ، با مصرف كردن همهء موجودى خزانهء خود ، ساخته بود . كلاويخو جمعيت تبريز را در حدود دويست هزار خانوار يا بيشتر مىگويد . در ميدانهاى عمومى شهر ، ميوه و همچنين خوراك پخته و تميز كه به انحاء مختلف تهيه مىشود به حد وفور موجود است . در بسيارى از خيابانها و ميدانهاى شهر سقاخانه‌هايى هست كه در آنها هنگام تابستان يخ مىاندازند و نيز ليوانهاى مسى و برنجى ، در آنجا گذاشته‌اند تا با آن آب بياشامند . كلاويخو سپس از مساجد زيبا و گرمابه‌هاى بسيار عالى تبريز سخن مىگويد . « 1 » اهميت شهر سلطانيه : شهر سلطانيه در دشتى واقع است و هيچ حصارى ندارد . در ميان آن دژى بزرگ از سنگ ساخته‌اند و برجهاى محكم دارد كه برجها و ديوارهاى آن با كاشيهاى آبى آرايش شده و زيباست . در هريك از اين برجها يك عرادهء كوچك توپ قرار دارد . سلطانيه شهرى است پرجمعيت و با آنكه از لحاظ بازرگانى و دادوستد از تبريز مهمتر است ، باز از آن شهر كم‌جمعيت‌تر است . در تابستان ، كاروانهاى بزرگى با شتران و بارهاى كالا به اين شهر وارد مىشوند ، و از اين راه به خزانهء دولت سود كلانى مىرسد . مهمترين ادويه‌اى كه در بازارهاى اين شهر به فروش مىرسد عبارت است از ميخك ، جوز هندى و غيره . ابريشم گيلان به سلطانيه حمل مىشود و از اينجا به دمشق و تركيه صادر مىشود . همچنين ابريشمهاى شماخى ( واقع در شيروان ) نيز به سلطانيه حمل مىشود . اهميت تجارى سلطانيه به حدى است كه بازرگانان ژن و ونيز براى مبادلات تجارى به آنجا روى مىآورند . از شيراز و فارس پارچه‌هاى ابريشمى ، و پنبه‌اى و تافته و كرپ ، و از خراسان پنبهء بافته و خام و قماشهاى رنگارنگ به آنجا مىآورند . و از شهر هرمز مرواريد و سنگهاى گرانبها به سلطانيه حمل مىكنند . كلاويخو مىنويسد كه كشتيهاى حامل مرواريد و ياقوت و ادويه از درياهاى چين

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 162 - 160 .